يک شعر قديمي مي گويد «اگر نمي تواني با کسي که عاشقش هستي باشي، عاشق کسي باش که با او هستي». اين جمله مي تواند در مورد شغل شما هم صدق کند. البته اين حرف به معني تحمل کردن شغل و گذراندن روزهاي خسته کننده و پرتنش نيست، بلکه به اين معناست که شما بايد کمي بيشتر کار کنيد تا شغل فعلي تان برايتان جالب تر شود. رسيدگي و رفع مشکلات کار فعلي تان اصولاً ساده تر و همراه با ريسک کمتري است تا اين که بخواهيد دنبال کار جديدي بگرديد و مدتي وقت براي جا افتادن در آن صرف کنيد. به محض اين که چند تغيير بنيادي در زمينه شغل خود انجام دهيد، متوجه مي شويد که در حال حاضر، همانجايي هستيد که مي خواستيد. در اينجا 8 راه حل براي بهتر کردن وضعيت موجود به شما پيشنهاد مي کنيم :
به جاي اين که بر آنچه انجام مي دهيد متمرکز شويد، به «چگونه انجام دادن کار» بينديشيد.
خيلي ها تصورمي کنند رضايت کامل کاري زماني به دست مي آيد که کاري ايده آل داشته باشيم، اما اين فرضيه چند اشکال دارد. اول از همه، براي انجام دادن کاري که دوست داريد لازم است شخصي باشيد که در اين کار بخصوص موفق خواهد بود. دوست داشتن يک شغل دليل بر مناسب بودن شما براي آن نيست. حالا صفاتي را که در شما موجودند و در پيشبرد شغل رؤيايي تان مفيد خواهند بود نام ببريد. ممکن است شما بسيار لايق و مشوق خوبي براي ديگران باشيد. خوب، چرا از اين صفات در پيشبرد شغل فعلي خود استفاده نکنيد؟ اين صفات و قابليت ها کمک مي کنند تا در شغل فعلي خود همانقدر موفق شويد که مي خواهيد در شغل رؤيايي تان موفق باشيد.
يک راهنماي خوب پيدا کنيد.
در صورتي که تنها کار نمي کنيد، اين احتمال وجود دارد که در محل کارتان شخصي وجود داشته باشد که مورد احترام شما باشد و شما بتوانيد چيزهاي زيادي از او بياموزيد. اين حالت حتي علي رغم تفاوت هاي کارتان با يکديگر مي تواند صادق باشد. ممکن است کسي را در خارج از بخش خودتان پيدا کنيد؛ در هر حال بايد بدانيد که يافتن يک حامي يا راهنما به نفع شماست. يک حامي خوب کاري بيش از تقويت روحيه شما انجام خواهد داد. او کسي است که به شما کمک مي کند تا به اهداف و شيوه رسيدنتان به آنها نگاهي نقادانه داشته باشيد. فکر نکنيد که اين راهنما لزوماً بايد شغل مورد علاقه شما را داشته باشد. بلکه اين چگونگي کار انجام دادن اوست که اهميت دارد. پس مطمئن شويد راهنمايي را انتخاب مي کنيد که در کارش موفق است و آن را با رضايت انجام مي دهد.
استعدادهاي خود را در مسير اهداف شرکت به کار ببريد.
بسياري از ما خود را در شرايطي مي يابيم که در آن از توانايي هاي ما استفاده نمي شود. اگرشما هم در چنين موقعيتي هستيد، سعي کنيد راهي را براي ارتباط دادن استعدادهاي خود و نيازهاي شرکت پيدا کنيد. اولين قدم، شناختن اين توانايي هاست. بعد بايد کمي تحقيق کنيد و ببينيد شرکت شما در حال حاضر يا در آينده نزديک به چه چيزي نياز دارد و شما چگونه مي توانيد در کسب آن مؤثر باشيد؟ سپس مي توانيد قابليت ها و پيشنهادات خود را با حوصله به شخص ذي نفع توضيح دهيد. طبيعتا به دست آوردن يک نقش جديد که در انجام آن مهارت داريد و در راستاي اهداف شرکت هم هست، يک پيوند کامل حرفه اي خواهد بود.
لااقل به يک نقطه ضعف خود پي ببريد و در رفع آن بکوشيد.
در صورتي که قبول کنيد کارمند نمونه نيستيد (چه کسي هست؟) انجام عمليات بهينه سازي کاري با آرامش بيشتري پيش مي رود. هميشه تقصير را به گردن ديگران انداختن ساده است. براي پايان دادن به اين روش، به دنبال مورد خاصي باشيد که تصحيح آن موجب مي شود کارتان را بهتر انجام دهيد؛ رابطه خود را با مديران و همکاران بهتر کنيد يا اين که فقط اوضاع را براي خودتان قابل تحمل کنيد. مثلاً اگر در يک جلسه چند دقيقه تأخير داشته ايد سعي کنيد بعد از اين همواره چند دقيقه زودتر برسيد. اگر رابطه پر تنشي با رئيس خود داريد، به سهم خود در اين مشکل بينديشيد؛ آيا شما به اندازه کافي به خواسته هاي او توجه کرده ايد؟ آيا او را در جريان پيشرفت پروژه خود قرار داده ايد؟ يک نقطه ضعف لزوماً به اين معنا نيست که شما کار اشتباهي انجام داده باشيد، بلکه ممکن است فقط کمبود تجربه يا اعتماد به نفس در کار باشد. مشکل هرچه باشد، سعي در بهبود آن به شما کمک مي کند تا از مقام فعلي به مقامي بالاتر برسيد.
از خودتان قدرداني کنيد
همانطور که گاهي از قابليت هاي شما در مسير صحيح استفاده نمي شود، زماني هم ممکن است شما موفق شده باشيد توانايي هاي خود را در مسير صحيح به کار ببريد، اما آنقدر که انتظار داريد به کوشش شما توجه نشود. در واقع، عدم قدر شناسي کارفرما، دليل اصلي عدم رضايت شغلي در بسياري موارد است. اما در بسياري از موارد هم شما تا زماني که توانايي خود را به معرض توجه کارفرما يا مدير خود نگذاشته ايد، به اين قدرداني دست نخواهيد يافت. اين کار مهارت زيادي مي خواهد اما آموختن آن به نفع شماست. کساني که در کار خود موفق هستند تمام روز منتظر نمي نشينند تا کسي به دستاوردهاي آنها توجه کند و آفرين بگويد، بلکه خودشان موفقيت خود را اعلام مي کنند.
از آموزش هاي رايگان ضمن خدمت بهره مند شويد
بسياري از شرکت ها براي پيشبرد مهارت هاي شغلي کارکنان خود مانند استفاده از کامپيوتر يا موارد ديگر تکنيکي يا مديريتي، کلاس هاي گروهي رايگان تشکيل مي دهند. حتي اگر به موضوع کلاس ارائه شده براي شغل فعلي خود احتياج نداريد، به نفع شماست که مهارت هاي خود را براي دستيابي به موقعيت هاي ديگر افزايش دهيد. اگر شرکت شما چنين امکاني را ارائه نمي کند خودتان در خواست تشکيل کلاس ها را بدهيد. شايد باور نکنيد که گاهي مديران تا چه حد در انجام اين کار مشتاق و موافق هستند.
بخواهيد و به دست آوريد
بيان کردن خواسته هايتان، ساده ترين و مؤثرترين راه براي رسيدن به چيزي است که مي خواهيد. در بسياري موارد، مسئله اين نيست که مديريت نمي خواهد چيزي که به آن نياز داريد، فراهم کند. مسئله اين است که آنها فراموش مي کنند. چرا که شما تنها مشغله فکري آنها نيستيد؛ بايد پيشقدم شويد و خواسته هاي خود را عنوان کنيد. به اين ترتيب به مدير خود نيز کمک مي کنيد.
براي خود پروژه هاي مربوط به کار به وجود آوريد
براي کساني که احساس دلزدگي يا سَرخوردگي مي کنند، انجام يک کار تازه يا برنامه مفرح در محيط کار مي تواند روحيه بهتري به آنها بدهد. بهترين کار اين است که قبل از انجام هر کار بزرگي مانند راه اندازي شرکت خودتان، به کارهاي کوچک مانند مرتب کردن و تغيير دادن مدل اتاق يا ميز کارتان بپردازيد. اين روش فقط يک نوع مشغوليت موقت براي فرار از فشار کار نيست. شما در حال به دست آوردن مهارت هاي پر ارزشي هستيد که با انجام کارهاي ابتکاري کوچک و بزرگ به دست مي آيد و شما را سرشار از اعتماد به نفس خواهد کرد. کار کردن بر روي موضوعي که به آن علاقه داريد، تمرکز شما را از موضوع بي علاقگي به شغلتان، معطوف به انجام هرچه بيشتر ابتکارات سرگرم کننده براي پيشبرد کار خواهد شد.
اگر با به کار بردن اين پيشنهادات همچنان هر صبح شنبه را با غصه آغاز مي کنيد، وقت آن است که به دنبال کار جديدي باشيد. اما اين بار خوشحال خواهيد بود که تمام کوشش خود را براي کنار آمدن با موقعيت به کار برده ايد و در اين ميان به قابليت ها و استعدادهاي خود بيشتر پي برده ايد. اين بار با آمادگي بيشتر به سوي کار تازه خواهيد رفت.
چگونه بر استرس در محيط كار غلبه كنيم؟
تعريف استرس در محيط كار
تغيير در فعاليت هاي كاري همچون فن آوري جديد يا تغيير اهداف ، ممكن است باعث ايجاد استرس شود يا به درون ساختار سازمان راه يابد. استرس سازماني را مي توان با مقياس كارگريزي و كيفيت كار اندازه گيري كرد.
استرس سازماني
استرس روي سازمان ها و افراد موجود در آن تأثير مي گذارد. تأثير استرس سازماني با افزايش ميزان كارگريزي ، تعويض زود هنگام كاركنان ، ارتباط نامناسب با ارباب رجوع ، كاهش ميزان امنيت شغلي ، عدم سلامت محيط كار ، كنترل ضعيف كيفيت محصولات و .... ارتباط دارد. به بيان ديگر هرچه ميزان استرس سازماني بالاتر باشد، عوامل ذكر شده از فراواني بيشتري برخوردارند. چنانچه ميزان استرس سازماني به طور چشمگيري افزايش يابد، فرد ممكن است مبتلا به سندرم سازماني شود. اين سندرم ( به طور كلي سندرم به تعدادي از خصوصيات ، رويدادها يا رفتارها كه به نظر مي رسد با هم ديده مي شوند يا به نحوي وابسته و هماهنگ هستند گفته مي شود و به طور اختصاصي تر به مجموعه علائمي گفته مي شود كه با هم ديده مي شوند و مي توان آنها را حاكي از يك بيماري يا نابهنجاري خاص تلقي نمود. ) ، زماني ايجاد مي شود كه فرد اجازه ابراز عقيده نداشته باشد، امكان تخليه هيجان فراهم نباشد و امنيت شغلي وي به حداقل ممكن رسيده باشد.
تشخيص علايم
تنها يك علامت خاص براي تشخيص استرس وجود ندارد . بدين معنا كه مبتلايان به استرس و افراد آرام و خونسرد ، هر دو ممكن است به يك اندازه با بيماري و يا زياده روي در مصرف سيگار روبرو شوند. عامل مشترك موجود در مبتلايان به استرس ، بروز يك سري علايم است.
علايم جسمي
برخي علايم جسمي استرس مانند فشار خون يا بيماري قلبي مي تواند سلامت انسان را تهديد كند. علايم جسمي ضعيف تري نيز وجود دارد كه از جمله مي توان به بي خوابي ، احساس خستگي دايم ، سردرد ، جوش هاي صورت ، اختلالات گوارشي ، زخم ، قولنج ، بي اشتهايي ، پرخوري و گرفتگي عضلاني اشاره كرد. بيشتر اين علايم گاهي اوقات بعد از يك اتفاق استرس زا روي مي دهد. سايرعلايم استرس سريع تر بروز مي كنند مانند : تهوع ، تنگي نفس يا خشكي دهان . البته تمام اين علايم ممكن است با عوامل ديگري به جز استرس بروز كند. اگر شما يا همكارتان به طور طبيعي مستعد سردرد هستيد مراقب باشيد كه مبادا نتايج استرس بالا ، در رفتار شما با همكارتان مشهود شود.
علايم عاطفي
علايم عاطفي استرس شامل تندخويي كلي ، اضطراب هاي ناگهاني و شديد ، يأس ، عدم تمايل به مزاح و شوخي و ناتواني در تمركز روي ساده ترين كارهاي روزمره است.
· پاسخ هاي عاطفي غير عادي و تغييرات رفتاري ، كليد تشخيص ميزان استرس در خود و ديگران است . بعضي از شايع ترين نشانه هاي استرس به قرار زير است :
· زودرنجي يا پرخاشگري بي جهت در مواقع درگيري
· عدم علاقه به آراستگي ظاهري خود و ديگران ، بي تفاوتي نسبت به وقايع يا فعاليت هاي مورد علاقه گذشته ، مانند علاقه به يك رشته ورزشي خاص
· تمركز ضعيف ، ناتواني در حفظ و نگهداري وقايع و مطالب و عدم تصميم گيري
· ناراحتي ، احساس گناه ، خستگي مفرط ، بي حوصلگي و احساس آشكار ناتواني يا شكست
· فقدان اعتماد به نفس به توانايي شخصي كه اغلب با احساس بي ارزشي همراه است.
نكات به ياد ماندني
· خانواده ، دوستان و همكاران، با توجه و دقت به رفتار و حركات فرد ، به راحتي مي توانند از وجود استرس و ميزان آن آگاه شوند.
· سرگرمي ها و علايق مناسب موجب بهبود حال افراد و كاهش استرس مي شوند. همانگونه كه از دست دادن ناگهاني شخص يا وسيله مورد علاقه موجب وخامت حال افراد و افزايش استرس مي شود.
· درمواقعي كه فرد دچار استرس شديد است، ضعف هاي او در رفتارهايش تجلي مي كند. براي نمونه بعضي افراد شروع به سيگار كشيدن مي كنند ، اگر چه در گذشته آن را ترك كرده اند.
علايم رفتاري
بسياري از مردم براي رهايي موقتي از استرس به پرخوري ، سيگار كشيدن و يا وقت گذراني روي مي آورند. استرس مي تواند فردي را كه به طور تفريحي سيگار مي كشيده است ، به سيگاري حرفه اي تبديل كند. فردي كه دچار استرس است تشخيص نمي دهد كه در خوردن يا نوشيدن چيزي زياده روي مي كند و معمولاً كسي كه تشخيص مي دهد در اين امر زياده روي مي كند، از ديگران كناره گيري مي كند تا ، به سبب رفتارهاي غيرعادي خود مورد شكايت يا انتقاد ديگران قرار نگيرد.
اندازه گيري استرس
عوامل متعددي وجود دارد كه معيارهاي تقريبي استرس محسوب مي شود . اين عوامل برحسب اين كه استرس در يك شخص ، سازمان يا در جامعه اندازه گيري مي شود ، تغيير مي كند .
اندازه گيري استرس در افراد
استرس در افراد را مي توان تا حدي با چيزهايي مانند تپش قلب و ميزان توليد آدرنالين سنجيد ، اما ميزان ناهماهنگي افراد با شرايط جسمي معمولشان نيز در اين ارزيابي نقش دارد. از آنجايي كه هر كس تپش قلب يا فشار خون متفاوتي دارد ، آمار ميانگين معيني را جهت شناسايي استرس افراد و ميزان آن مشخص نكرده است. از طرفي پاسخ افراد به استرس متفاوت است. در بعضي افراد ، استرس خود را به صورت وحشت و آشفتگي ، سردرد يا مشكلات شكمي و مزاجي نشان مي دهد ، اما ساير افراد ممكن است دچار بي خوابي يا عدم اعتماد به نفس شوند. همچنين ميزان پاسخ به استرس در مردان و زنان متفاوت است. زنان هنگام استرس عقب نشيني مي كنند يا افسرده مي شوند ، اما مردان معمولاً پرخاشگر ، تندخو يا معتاد به انجام عملي مي شوند.
اندازه گيري استرس در سازمان ها
شركت ها و ساير سازمان ها معيارهاي كمّي شناخته شده اي از سطح استرس دارند ، كه عمومي ترين اين معيارها آمار غيبت از كار است؛ و اين درصد غيبت روزانه كاركنان از محيط كار را نشان مي دهد. اما نمي توان نتيجه گرفت كه يك شركت با بالاترين ميزان كارگريزي لزوماً پر استرس ترين شركت است ؛ زيرا برخي صنايع و مشاغل بيشتر در معرض كارگريزي هستند ، پس احتمال آسيب ديدگي و صدمه كاركنان مشغول به كار در اين صنايع و مشاغل بسيار بالا است. در حقيقت بسياري از شركت ها از حضور كاركناني كه دچار استرس هستند ، رنج مي برند. اين كاركنان بسيار منفعل و خسته هستند و در واقع مي توان گفت كه حضور يا غيبتشان هيچ تفاوتي در روند كاري سازمان ندارد و نكته جالب اين است كه اين كاركنان حضور در محيط كار را به ماندن در خانه ترجيح مي دهند.











