تجربياتی از استيو پالوينا:
من برای مدت ۱۴ سال در استخدام کسی نبودم و اشتباهات بيزينسی احمقانه ای از من سر زده است. افراد زيادی را هدايت کردم تا بيزينس خود را آغاز نمايند و ديده ام که آنها هم اشتباهاتی را مرتکب شده اند. اين مقاله خطاب به کسانی است که بيزينس خود را به تازگی آغاز کرده يا در شرف انجام آن می باشند.

1.فروش به افراد نامناسب
با اينکه فروش برای هر بيزينسی حياتی می باشد، شما مجبور نيستيد محصولات خود را به هرکسی که می بينيد حتی اقوام و دوستانتان پيشنهاد کنيد. علاوه بر آن، تلاش برای ارائه محصول به کسانی که نياز به آن ندارند هدر دادن زمان شما می باشد.فروش به افراد نامناسب يعنی فروش به همه! فروش به برخی مشتريان نسبت به بقيه آسانتر است. به عنوان مثال، همسر من مشاوره وب برای بيزينس های کوچک انجام می دهد و متوجه شده که کار با برخی مشتريان سخت تر است. اگر يک مشتری ورشکسته شده و نگران هر يک سکه ای است که خرج می کند يا يک وب سايت می خواهد اما نمی داند چرا ويا در مورد اينترنت اطلاعات کافی ندارد، مشتری مناسبی برای شما محسوب نمی گردد. برای نه گفتن به مشتريانی که زحمت آنها بيش از ارزششان می باشد راحت باشيد. دراينصورت دردسر کمتری داشته و وقت بيشتری برای جلب مشتريان بهتر و مناسب تر خواهيد داشت.لازم نيست به همه برای ايجاد روابط کاری در بيزينس جواب مثبت دهيد. من در اولين سال کارم تقريبا به ۵۰درصد از کسانی که مايل به برقراری روابط کاری با من بودند جواب مثبت می دادم. من تمام دعوت های ناهار را تنها برای اينکه ببينم می توانم با آنها آغاز به کار کنم قبول می نمودم. آنها حتی يک سکه هم به من نمی دادند! اگر فکر می کنيد که يک قرار ملاقات بی هدف می باشد، حتما چنين است. امروزه من از ۱۰ دعوت تنها يکی را قبول می کنم. اگر پيشنهادی مرا در وهله اول جذب نکند آن را رد کرده يا ناديده می گيرم.
برخی روابط کاری ارزش پيگيری ندارند. ياد بگيريد تا به موقعيت ها و پيشنهادات ضعيف جواب منفی داده و به جای آن به موقعيت های طلايی "بله" بگوييد.

2. صرف هزینه های بالا

تا زمانی که درآمد ثابتی پیدا نکرده اید، سرمایه اولیه خود را مورد استفاده قرار ندهید مگر آنکه به موردی ضروری بربخورید. من بیزینس خود را در زمینه بازی های کامپیوتری با سرمایه 20000 دلار شروع کردم و این مبلغ به زودی تمام شد و پس از آن من پول قرض می کردم تا بیزینس را سرپا نگه دارم. متاسفانه، بیزینس مدل اصلی چندان خوب نبود و کار نمی کرد و 5 سال طول کشید تا بیزینس من سود داد. من بزودی متوجه شدم که هر دلاری که در بیزینس سرمایه گذاری می شود معادل با دلار دیگری است که سرانجام باید از طریق فروش دوباره بدست آید.در سال 2004 بیزینس فعلی خود را با تنها 9 دلار شروع کردم درحالیکه می توانستم بیش از این سرمایه گذاری نمایم. من از لوگوی فانتزی، وب دیزاین، کارت ویزیت ها و دفتر کار بسیار جالب توجه و پرهزینه ای استفاده ننمودم. فقط یک دومین ثبت کردم. قبل از اینکه سود کنم، این تمام هزینه من بود. دیگر هزینه های بیزینس را از سود کارم پرداختم.بیزینس شما باید برای شما پول بسازد حتی قبل از اینکه شما پولی در آن سرمایه گذاری نمایید.
البته، بسیاری از بیزینس ها نیاز به صرف مخارج هنگفت دارند اما در عصر بیزینس اینترنتی، شما به سادگی می توانید یک بیزینس پرمنفعت را آغاز نمایید.

3-صرف مبالغ اندک
نسبت به سرمايه ای که در اختيار داريد خسيس! نباشيد. در کيفيت صرفه جويی نکنيد! از پيمانکاران متخصص که برخی پروژه ها را بهتر از شما انجام می دهند بهره ببريد. هنگامی که مطمئن هستيد ارزش دارد، تجهيزات مناسب خريداری نمايید. به جای استفاده از مبلمان لوکس، از مبلمانی استفاده کنيد که کارايی شما را بالا ببرد و در آن احساس راحتی کنيد. در ضمن، از کامپيوتر های قديمی و آنتيک استفاده نکنيد زيرا سرعت کار شما را پايين می آورد.
مدت زمان زيادی طول می کشد تا شما دانش استفاده به موقع از سرمايه را به دست آوريد لذا روش صرفه جويی را برگزينيد.

4- من بمانيد!
بسياری از بيزينس های شخصی خود را "ما" خطاب می کنند. اين کار الزامی نيست! امروزه برای بيزينس شخصی مانعی وجود ندارد. بيزينس من در زمينه بازی های کامپيوتری برای مدتی طولانی ما بود اما بيزينس شخصی من (development) هنوز من است. عنوان من را برای بيزينسی به کار بريد که خودتان به تنهايی در آن کار می کنيد. وانمود کردن آنکه شما ما هستيد در صورتی که در واقعيت تنها يک نفر می باشيد کمی احمقانه می باشد. اين کار احترامی را نصيب شما نمی کند. امروزه من بودن برای انجام بيزينس يک مزيت است و شما تنها مسئول قولی هستيد که می دهيد. قول دادن از جانب ما هميشه ارزشمند نيست.
اگر در بيزينس تازه کار هستيد خود را جای چيز ديگری جا نزنید! محصولات و سرويس های خود را بر اساس مهارت ها و استعدادهايتان قيمت گذاری کنيد. برخی از تازه کاران فکر می کنند هنرپيشه هستند، آنها بيزينس خود را فانتزی می کنند. فريب دادن مشتريان تنها نتيجه معکوس دارد. اگر آنقدر شرايط سخت برای بيزينس داريد که مجبور به دروغ گويی می باشيد، هرگز آغاز نکنيد! اگر اعتبار کافی نداريد وارد دنيای بيزينس نشويد. ابتدا مهارت های خود را بالا ببريد.

5- امضای قرارداد ارزشمند است!
من اين اشتباه را حتی قبل از آنکه به آن اعتراف کنم مرتکب می شدم. من قرارداد هايی را با شرکت های به ظاهر معروف امضا می کردم، و زمانيکه مدير عامل آنها خود را از قرارداد کنار می کشيد، ديگر آنها ارزشی نداشتند. مطمئنا من اشتباه نکرده بودم اما مگر می توانستم پروژه را در اين وضعيت ادامه دهم؟ نه، بهتر بود کار خودم را می کردم.يک قرارداد امضا شده تنها ورقی کاغذ است. آن چيزی که در ورای آن قرار دارد، روابط کاری است. اگر روابط کاری به خوبی پيش نرود، قرارداد عملا بی ارزش می شود. هدف يک قرارداد تعيين واضح و روشن نقش ها و تعهدات می باشد. اما در نهايت اين روابط کاری است که تعهدات را به اجرا در می آورد نه يک قرارداد! زمانی که اين حقيقت را دريافتم به روابط بيشتر اهميت دادم و در نتيجه بيزينس به حالت پايدار رسيد. زمانی که فقط به آن ورق کاغذ فکر می کنيد بيزينس شما دچار مشکل می شود. بيزينس های موفق هرگز به يک ورق کاغذ تکيه نمی کنند. يکی از وکلای من که در يک دوجين از بيزينس های توسعه بازی های کامپيوتری کار کرده است معتقد است که هرگز فقط روی قرارداد حساب نکنيد. روابط کاری بسيار شبيه روابط شخصی می باشند و مانند آن عمل می کنند.البته نوشتن قرارداد بسيار ضروری است بخصوص در شرکت های بزرگی که افراد زيادی به آن رفت و آمد دارند اما قرارداد نسبت به روابط در درجه دوم اهميت است.

منبع: مدیر سبز

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Bookmark This

بخش پشتیبانی آنلاین طراحی سایت شرکت ایده پرداز